ما تمامش می کنیم     نویسنده : کالین هوور   ناشر : آموت

 

کالین هوور به عنوان یک زن در کتاب ما تمامش می کنیم به تمام هم جنسان منفعل خود هشدار می دهد که عشق را بهانه ی تحمل بی احترامی و خشونت نکنند؛ شخصیت اصلی داستان لیلی دختر یک مادر منفعل است که خشونت و آزار همسرش را تحمل می کند.

لیلی مادرش را مقصر می داند اما وقتی خودش وارد زندگی با مردی می شود که از هر لحاظ از او برتر است متوجه این نکته می شود که نباید تمام تقصیر را به گردن مادرش می انداخت.

زمانی که لیلی اولین بار از شوهرش خشونت می بیند سعی می کند این واقعیت را انکار کند که به زندگی چون مادرش وارد شده است و زمانی که برای بار دوم قربانی خشونت می شود تصمیم می گیرد حتی با وجود بارداری از همسرش جدا شود تا دخترش هم مثل خودش در یک محیط پرتنش و پرخشونت بزرگ شود.

تلخیص : صادق زاده

خلاصه کتاب شما که غریبه نیستید   نویسنده: هوشنگ مرادی کرمانی  ناشر: معین

نویسنده در این کتاب خاطرات دوران کودکی تا نوجوانی اش را به رشته تحریر درآورده است.

هوشنگ کودکی است که در یکی از روستاهای شهرکرمان متولد شده است؛ مادرش در جوانی فوت کرده و پدرش در شهر دیگری کار می کند و به همین علت هوشنگ با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی می کند.

پس از فوت این دو، هوشنگ و پدرش (که قادر به مراقبت از خودش نیست) به ناچار به منزل اقوام در کرمان می روند. پس از مدتی او را به یک مدرسه شبانه روزی می سپارند و هوشنگ نوشتن را از همان زمان شروع می کند.

درنهایت ذوق و استعداد چشمگیر نویسنده به همراه تلاش و کوشش خستگی ناپذیرش، مسیر آینده او را روشن و پرفروغ می کند.

 تلخیص : صادق زاده

آبنبات هل دار       نویسنده : مهرداد صدقی      ناشر :  انتشارات سوره مهر

محسن پسر کوچک یک خانواده ی شش نفره بجنوردی در زمان جنگ است . برادرش محمد راهی جبهه می شود و محسن تصمیم می گیرد جای خالی محمد را پر کند ولی چون بازیگوش و سربه هواست اغلب تلاش هایش به فاجعه ختم می شود.

در همین گیرودار، خانواده جنوبی جنگ زده ای، همسایه آنها می شوند و محسن نوجوان عاشق دختر این خانواده می شود و برای اینکه در آینده  بتواند با این دختر ازدواج کند، تلاش می کند به اصطلاح دل برادر زن آینده اش " امین " را بدست بیاورد اما معمولا این ابراز دوستی ها بی نتیجه است و محسن مایه دردسرش می شود و بر اثر یکی از همین سوء تفاهمات، رابطه این دو کاملا قطع می شود.

از آن به بعد، محسن سعی می کند که دیگر پسر خوبی باشد که البته در نهایت موفق می شود.

زمانیکه برادر محسن از جنگ باز می گردد، محسن آن قدر خوشحال است که متوجه مهاجرت و رفتن امین و خانواده اش از بجنورد نمی شود و نامه خداحافظی امین هم که آدرس جای جدیدشان در آن است، به دستش نمی رسد.

 تلخیص : صادق زاده