اگر سر به سر تن به کشتن دهیم عمرا که کتاب بخوانیم!!

انتشارات مروارید به تازگی کتابی را با عنوان «چقدر خوبیم ما» نوشته ابراهیم رها روانه بازار کتاب کرده است؛ کتابی که نویسنده‌اش متن آن را حاصل تاملات خود در نقد رفتارشناسی ایرانیان در قالب بیانی طنزآمیز عنوان کرده است.
«چقدر خوبیم ما» در برگیرنده یادداشت‌هایی از ابراهیم رهاست که همگی برای نخستین بار در این کتاب منتشر و برای این کتاب نوشته شده اند.

ابراهیم رها: «ما مردم عین دسته گلیم. لاقل بخشی اول این عبارت دو قسمتی را مطمئنم. رفتار ما، واکنش‌های ما، اطوار ما، برخوردهای ما… یکی از یکی بهتر. ما مردمانی زیبا جادار مطمئن هستیم که اعتماد به نفسمان یک جاهایی از آسمان را انشقاق داده است. حالا من در این کتاب سعی کرده‌ام به زبانی که به هیچ جای هیچ کسمان بر نخورد، رفتارهای اجتماعی و فراگیرمان را که تبعاتش صاف می‌رود توی چشم خودمان مرور کنم. اگر از دسته گل بودن خود، اطرافیان، فامیل، دوست، راننده خطی دور میدان یا سوپر مارکت محله‌تان به تنگ آمدید یا به هر چیز دیگر آمدید، این کتاب را بخوانید…»

از متن کتاب:

یعنی اگر داغ و درفش مان کنند و به میخ و سیخ مان بکشند و از دروازه ی شهر آویزانمان فرمایند و... اگر سر به سر تن به کشتن دهیم عمرا که کتاب بخوانیم. ما اصلا یک جور مقاومت عجیبی در برابر کتاب خواندن داریم که تفلون در برابر چسبیدن غذا به ماهی تابه ندارد. چنان نسبت به کتاب خواندن نفوذناپذیریم که ایزولاسیون هیچ پشت بامی نسبت به باران و برف چنین عایق نیست. یعنی حاضریم وقت مان را با خاراندن پسِ سر و شمردن شوره های روی شانه مان تلف کنیم اما دو صفحه یا چهار خط کتاب نخوانیم.

یکی از بارزترین خصوصیات ما ایرانیان که دیگر دارد به شناسنامه مان تبدیل می شود و اوراق هویتی و شاخصه ی ممیزه ی ماست همین کتاب نخواندن است.
جالب این است که تمام دک و پُزمان به گذشته ی مکتوبمان است که بع له... اما به حال و گذشته و آینده ی مکتوب خود به اندازه ی ی تخم گشنیز (مودب برخورد کردم) هم اعتنا نداریم.
عملا و علنا به کسانی که کتاب می خوانند می خندیم. آشکارا اگر کسی کتاب خوان باشد جزو قوم یعجوج و ماجوج می دانیمش. معتقدیم تا وقتی می شود رفت جُردن یا خیابان اندرزگو یا... (هر شهری، محلی) دور دور کرد خریت محض است وقتت را حرام کنی و کتاب بخوانی.
اگر کسی در خانه اش کتابخانه دارد انگار در توالت منزلش بند رخت کشیده و رویش پیژامه آویزان کرده باشد.

در اثاث کشی یخچال سایدبای ساید و حمل و نقل آن برای مان از بدیهیات است اما چهارتا کارتن کتاب را بدبارترین، سنگین ترین و مزاحم ترین اثاثیه می دانیم (جالب این است که عزیزانی که شغل شریف شان همین جابجایی بار و اثاثیه و اسباب کشی است هم از یخچال فریزر و لباسشویی و گاز و کمد... کمتر گله دارند تا از کارتن های کتاب!)
مملکتی که تیراژ کتاب در آن شده پانصد ششصد جلد، مردمانش نباید دکتر بروند؟ یعنی صفا می کنیم برای خودمان. کتاب فروشی ها می شود پیتزافروشی، کتابخانه ها حداکثر شده قرائت خانه ی پشت کنکوری ها، تیراژ کتاب لای باقالی، کتاب خوان ها (اگر بیابیم) اهالی مریخند، ما هم که باحالیم! همه هم که شیرین زبان و طناز و بذله گو، از طرف می پرسی آخرین کتابی که خوانده ای کی بوده؟ می گوید می خواستم آخرین درسم را پاس کنم. بعد هم هرهر می خندد طوری که بیست و یک دندان خراب از مجموع سی و دو دندانش را می شود شمرد. خب کتاب نمی خوانی که مسواک هم نمی زنی بعد می شود این و نق می زنی به قیمت دندانپزشکی!

خوشبختانه تنها مسئله ای که بین تمام صنوف از پزشک و داروساز دندانپزشک تا کارمند و راننده و حسابدار و مکانیک و باغبان و... مشترک است همین کتاب نخواندن است! یعنی اصلا می شود آن را میثاق جمعی ما دانست و یقین داشت همه تا همیشه بر آن وفادار خواهند ماند. کُرد و ترک و فارس و گیلک و مازنی و ... هم ندارد. شکر خدا تمام اقوام و طوایف مختلف ما نیز در یک اتحاد ملی-میهنی بر سر کتاب نخواندن به توافق و تفاهمی چنان سترگ دست یازیده اند که بی آن که جایی ثبت اش کنند از هر قانون مثبوت و مضبوطی گرانقدرترمی شمارندش و در پاسداشت آن به جد و به جان می کوشند!
آن طرف دنیا تیراژ کتاب هایشان میلیونی است و یک دهه ای می شود ای بوک را هم فراگیر کرده اند اما ما توانسته ایم طی یک دهه ی اخیر تیراژ کتاب هایمان را به یک سوم کاهش دهیم و از شوق این امر همگی لامبادا برقصیم و احساس شعف کلیه ی منافذمان را پر کند... .

ا***ا
عنوان: چقدر_خوبیم_ما
ترجمه و تالیف: ابراهیم_رها
ناشر: مروارید 
نوبت چاپ: 1 
سال چاپ: 1394 
96صفحه، 7500 تومان

 

مدرسه پرماجرا

جموعه 32 جلدی «مدرسه‌ی پر ماجرا» نوشته «دن گاتمن» به زبانی ساده و شیرین نوشته شده است. این مجموعه منتخب شورای کتاب کودک با رتبه چهار ستاره شده است. 

دن گاتمن در این مجموعه به زبانی ساده و طنز آمیز، ماجراهایی که در مدرسه اتفاق افتاده را، بیان می‌کند. 

همه کتاب‌های این مجموعه از زبان «اِی.جـِی،AJ» روایت می‌شوند که یکی از بچه‌های بازیگوش مدرسه‌ «الّامنتری» است. گرچه اِی.جِی همه کتاب‌های مجموعه را با جمله «اسم من اِی.جِی است و از مدرسه متنفرم» شروع می‌کند؛ اما شادترین لحظات خود را در مدرسه می‌گذراند؛مدرسه‌ای که مدیرش «آقای کلاتز»، برای شادی دانش‌آموزان حاضر است، لباس بابانوئل بپوشد، اسکیت‌سواری کند و حتی از سقف آویزان شود! مستخدمش یعنی «خانم لازار» هم از دیوار راست بالا می‌رود و معلم هنرش با دستمال‌های کهنه برای خودش لباس می‌دوزد.

یک روز بچه های کلاس یک فکر تازه به ذهن‌شان می‌رسد: اجاره مدرسه برای یک شب و تبدیل کردن آن به یک مرکز بازی‌های کامپیوتری. اما پول اجاره مدرسه را از کجا تامین کنند؟

داستان واقعگرای «بهترین فکر دنیا» که جلد نخست این مجموعه است، با موضوع آموزش به وسیله بازی و درونمایه تربیتی، از داستان‌هایی است که به کتاب و کتابخوانی توجه ویژه‌ای دارد. مدیر مدرسه با یک روش خلاقانه اجاره یک شب مدرسه را خواندن یک میلیون صفحه کتاب توسط دانش‌آموزان تعیین می‌کند. داستان علاوه بر پرداختن به موضوع‌های مورد علاقه بچه ها مثل فوتبال، بازی‌های کامپیوتری و سر به سر گذاشتن معلم‌ها، رفتن به کتابخانه و آموختن از راه بازی را تشویق می‌کند. 

زبان داستان شادی آفرین و طنز است و با شوخی‌های کلامی بسیاری همراه است.  همچنین به سبب بیان شیوه‌های تدریس خلاق، خواندن آن برای مربیان تربیتی و آموزشی بسیار جذاب و مفید است.

 

خدا کیست؟!

فردي پسر 5 ساله خود را نزد امام جعفر صادق(ع) برد و گفت: «اين بچه مرا كلافه كرده و دائم از من مي پرسد كه خدا را به من نشان بده و من هنوز نتوانسته ام پاسخ او را بدهم.» امام صادق(ع) فرمودند: «اين كار تو نيست!» سپس بدون اين كه كودك متوجه شود، دستور دادند مقداري قند را در آب حل كرده و بياورند. وقتي آب قند آماده شد، امام رو به كودك فرمودند: پسرم بنوش! آن گاه از او سؤال كردند: چه مزه اي مي دهد؟ كودك گفت: شيرين است. ايشان سؤال كردند: چرا شيرين است؟ كودك گفت: حتماً ماده شيريني داخل آن است. امام(ع) از كودك خواستندآن ماده را نشان دهد. كودك گفت: «ديده نمي شود. امام سؤال كردند: پس از كجا متوجه شدي كه شيرين است؟ كودك پاسخ داد: از مزه اش فهميدم كه چيز شيريني در آب حل شده و موجب شيريني آن گرديده است. امام صادق(ع) او را تحسين كردند و فرمودند: خدا هم در اين عالم حضور دارد و همان لذتهايي كه از مشاهده كوه، دشت، طبيعت، خوراكي ها و نوشيدني ها و... مي بري، نشان دهنده حضور خالق اين زيبايي ها يعني خداست كه با چشم نمي توان ديد، ولي حضورش را مي توان درك كرد.

 

خدا کیست؟ بیش تر والدین این سؤال را از فرزندان خود شنیده اند و این نگرانی را داشته اند که چگونه باید با مسائل مذهبی کودکان خود برخورد کنند. پس باید پاسخی به کودک داد که با نیازهای کنونی او ارتباط داشته باشد. برای این کار باید به دو نکته توجه کرد:

 

1- سطح بلوغ کودک در چه حدی است و او چه لغاتی را درک می کند؟ بهتر است از لغاتی مثل قدرتمند، همیشه، همه جا، بزرگ، قوی و خوب استفاده کرد. هم چنین می توانیم به کودک بگوییم قوی ترین کسی که می شناسی کیست؟ خدا از او هم قوی تر است. هم چنین می توان قبل از پاسخ دادن به این سؤال ابتدا از او پرسید نظر خودت چیست؟

2- کودک چه نیاز ویژه ای دارد؟ برای پاسخ دادن به این سؤال از خود بپرسید آیا در وجود خدا شک کرده؟ آیا می خواهد مطمئن شود همیشه کسی هست که از او مواظبت کند؟ آیا می خواهد خوبی و خیر را بشناسد؟ آیا می خواهد منشأ الهامات خود را در خدا جستجو کند؟ بررسی این سؤالات کمک می کند تا پاسخی متناسب با سطح درک او بدهید.

 

خدا کجاست؟ کودکان احساس خاصی درباره ی خدا دارند. از نظر آن ها، خانه محلی برای سکونت، استراحت و بودن در کنار اعضای خانواده است و نوعی احساس آرامش و امنیت در آن ها ایجاد می کند؛ به این دلیل برای هر چیزی مکان ویژه ای قائل می شوند؛ مثلاً ممکن است از خود بپرسند؛ محل خواب خورشید کجاست؟ طبعاً این نوع سؤالات درباره ی خدا نیز مطرح می شود. در مورد محل زندگی خداوند دو پاسخ اساسی وجود دارد؛ عده ای می گویند خداوند در آسمان ها زندگی می کند. این باور، تأکید زیادی بر الوهیت و تقدس ماورایی خداوند دارد.

گروهی می گویند که خدا در همه جا حضور دارد. آن ها خدا را در رویش گل ها، جوشش چشمه و حتی انتخاب های خوب در زندگی انسان ها حاضر و ناظر می بینند و خدا را همواره همراه خود و نزدیک تر از رگ گردن به خویش می دانند. این باور تأکید زیادی بر همراه بودن خداوند و مراقبت دائمی او از ما دارد. در نگرش اخیر، خداوند وجودی است که همیشه با ما زندگی می کند و حتی نزدیک تر از یک عضو خانواده یا یک دوست محسوب می شود؛ با چنین دیدگاهی، خدا را به خاطر لطف و توجهی که به ما دارد شکر می گوییم.

 

طرح سؤال خدا کجاست با هر انگیزه ای که باشد، نیازمند این پاسخ است که خدا در همه جا حضور دارد. حالا در کجا می توانی خدا را ببینی؟ آیا قادر هستی او را به مکانی خاص محدود کنی و همان جا او را ببینی؟ قطعاً خیر.

آیا خدا می تواند مرا ببیند و سخنانم را بشنود؟ آن چه برای کودک مهم است، درک حضور خدا در ارتباط با خود و مشکلات شخصی اوست. احساس حضور خداوند، باعث تقویت وجدان کودکان می شود؛ تا حدی که حتی در نبود والدین خود هم به آن ها احترام بگذارند و در مورد تصمیم هایی که می گیرند، بیندیشند؛ از سوی دیگر، این احساس ممکن است باعث شود کودک همیشه خود را تحت نظارت بداند و از این بابت مضطرب و نگران شود؛ البته هر یک از این حالت ها بستگی به احساسی دارد که کودکان از حضور والدین خود دارند.

 

 نحوه ی برخورد والدین با اشتباهات فرزندشان، بروز یکی از دو حالت یاد شده را تقویت خواهد کرد؛ هم چنین می توانیم به کودک بگوییم که خدا می تواند دعاها، گریه ها، دم و بازدم ها، آوازها، ضربان قلب و حتی صدای راه رفتن مورچه ها را بشنود. او می تواند صدای رشد گیاهان، صدای حرکت سیاره ها، ستارگان و حتی افکار ما را بشنود. خدا می تواند تک تک ذرات خاک اعماق اقیانوس ها، آن سوی کره ی ماه، درون سر زنبور، تمام ستاره ها، تاریک ترین غارها، تمام حرف ها و کلمه هایی که در همه ی کتاب ها نوشته شده است، پنهانی ترین حرکت ها و کارها را ببیند. در هر مورد به کودک توضیح دهید که بینا و شنوا بودن خداوند، او را از هر موجود دیگری متمایز می کند و این توانایی و قدرت خداوند، چیز بسیار خوبی است.

 

شما خداوند را با كدام وی‍ژگی برای فرزند خود توصیف می كنید؟

 

تقویت حافظه

همه شما می دانید داشتن حافظه ی قوی برای ما معلمها ضروری است .به کار بستن مواردی که در این مطلب آمده است، به شما کمک می‌کند به خواسته‌ای که درباره پرورش هوش و حافظه‌تان دارید، برسید.
 

بازی کنیدبرنامه‌های پرورش ذهن و بازی‌ها راه‌های خارق‌العاده‌ای هستند برای اینکه مغزتان را به چالش بکشید. سودوکو، جدول و بازی‌های الکتریکی همه آنها می‌توانند سرعت فعالیت مغز و حافظه‌تان را افزایش دهند. این بازی‌ها بر منطق دایره لغات و ریاضی و… تکیه دارند. آنها جنبه تفریحی هم دارند و شما می‌توانید روزانه اندکی از وقت خود را صرف آنها کنید و از آنها سود ببرید. البته روزانه فقط 15 دقیقه از وقتتان را به بازی اختصاص دهید نه بیشتر.


مدیتیشن یادتان نرودمدیتیشن روزانه احتمالا بهترین کاری است که شما می‌توانید برای سلامت جسم و مغز و روانتان انجام دهید. مدیتیشن نه تنها باعث آرامش شما می‌شود بلکه باعث پرورش مغز هم خواهد شد. شما با به وجود آوردن حالت متفاوت روانی، مغزتان را به صورتی جدید و جذاب به کار می‌گیرید و این باعث بالا بردن فعالیت مغزی‌تان می‌شود.


 مغزتان را تغذیه کنید
مغزتان به چربی‌های مفید و سالم احتیاج دارد پس روی روغن ماهی سالمون، آجیل‌‌ها مانند گردو، روغن تخم کتان و روغن زیتون تمرکز و چربی‌های اشباع شده را از رژیم غذایی‌تان حذف کنید.


داستان‌های خوبتان را بازگو کنید
خاطره‌ها و اتفاق‌هایی که برایتان افتاده‌اند را تفسیر کرده و آنها را بازگو کنید و لحظه‌هایتان را با دیگران سهیم شوید. تمرین کنید که داستان‌های جدید و قدیمی‌تان را به طوری دلچسب، تاثیرگذار و مفرح تعریف کنید.


تلویزیون‌ را خاموش کنید
افراد بالغ روزانه بیش از 4 ساعت را به تماشای تلویزیون اختصاص می‌دهند. تلویزیون می‌تواند جانشین روابط شود و روی سبک زندگی تاثیر بگذارد. تلویزیون را خاموش کنید و وقتتان را صرف تمرین‌های ورزشی برای بدن و مغزتان کنید و به ابعاد دیگر زندگی‌تان بپردازید.


مغز سالم در بدن سالم استتمرین‌های ورزشی، تمرین‌های فوق‌العاده‌ای برای مغز نیز هستند. وقتی بدنتان را حرکت می‌دهید مغزتان باید یاد بگیرد که چگونه ماهیچه‌ها را هماهنگ کند، فاصله‌ها را تخمین بزند و تعادل را برقرار کند. تمرین‌های متفاوت و گوناگون انجام دهید تا مغزتان را به چالش بکشید.


 چیزهای متفاوت بخوانید
کتاب‌ها، قابل حمل و پر از شخصیت‌های جالب و اطلاعات و واقعیت‌های جذاب و نامتناهی هستند. در زمینه‌های متفاوت و گسترده مطالعه کنید.

اگر عادت دارید کتاب‌های تاریخی بخوانید، سعی کنید رمان‌های معاصر، کتاب‌های نویسنده‌های خارجی و کلاسیک را بخوانید. با این کار مغزتان را به کار می‌گیرید تا تصورات جدید و متفاوتی داشته باشد. همچنین با آشنایی با فرهنگ‌ها و مردمان جدید می‌توانید داستان‌های جالبی برای تعریف کردن داشته باشید.


مهارت جدیدی یاد بگیرید
یادگیری مهارت‌های جدید باعث می‌شود ناحیه‌های مختلفی از مغزتان به کار بیفتد. حافظه‌تان به کار می‌افتد شما حرکت‌های جدید یاد می‌گیرید و می‌توانید بین چیزهای مختلف رابطه برقرار کنید.

خواندن آثار ادبی، درست کردن غذا و ساختن هواپیما با خلال دندان همه این کارها مغز شما را به چالش می‌کشد و چیزی جدید برای فکر کردن به شما می‌دهد.


 تغییرات به وجود آورید
ما عادات‌ و دل‌مشغولی‌هایی داریم که می‌توانیم ساعت‌ها آنها را انجام دهیم ولی هرچه که انجام آن برای ما عادت شده است کمتر مغزمان را به فعالیت وا می‌دارد. برای اینکه واقعا مغزتان را جوان و پویا نگه دارید، آن را به چالش بکشید.

راهی را که هر روز به سوپرمارکت می‌روید عوض کنید. برای باز کردن در اتاقتان از دست دیگرتان استفاده کنید. دسرتان را قبل از غذا بخورید. همه اینها مغزتان را مجبور می‌کند تا بیدار شود و توجهی دوباره به مسایل داشته باشد.


مغزتان را پرورش دهیدبرنامه‌ها و کتاب‌ها و وب‌سایت‌ها و در کل تحقیقات زیادی برای پرورش مغز وجود دارند که همه آنها بر 3 پایه اصلی: به یادآوری، تجسم کردن و تحلیل کردن بنا شده‌اند. هر روز مغزتان را روی این 3 اصل به کار گیرید تا در هر زمینه‌ای و هرچه بیشتر آماده شود.


یک نکته یک درس-1

در خاطرات يكي از بزرگان آمده است: من و مادر بزرگم شبها در يك اتاق مي خوابيديم ، او هرروز قبل از طلوع خورشيد براي نمازصبح بيدار مي شد. پنج يا شش ساله بودم ،يكبار از خواب بيدار شدم و او را در حال نماز ديدم.

به من گفت : «وقتي كه براي نماز بيدار مي شوم تنهايم » . گفتم : « من كه پيش شما هستم ». گفت : « بله هستي اما خوابيده اي!»

آن روز قرار گذاشتيم كه من هم همراه او بيدار شوم و تا تمام شدن نماز مادر بزرگ كنارش بنشينم .

روز اول ذوق و شوق سحرخيزي ، بيدارم كرد و بيدار ماندم؛ اما خيلي زود تازگي كار از بين رفت و به چرت زدن افتادم .

از آن روز مادر بزرگ موقع نماز به مشتي تنقّلات ميهمانم ميكرد. چند هفته بعد باز خواب چيره شد و لذت شكم چراني را از بين برد. مادربزرگ گفت : « اگر با من تا سرحوض بيايي و آبي به سروصورتت بزني، هم خوابت مي پرد و هم سكه اي كاسب خواهي شد ».

حالا  بابت بيدار نشستن يك مشت تنقلات و بابت سروصورت شستن يك سكه مي گرفتم. چند روز كه گذشت ، مادر بزرگم گفت : « حالا كه تا كنار حوض مي آيي مثل من وضو بگير» و بعد هم گفت : « حالا كه وضو مي گيري ، مثل من نماز هم بخوان».

بعد كم كم تنقلات و سكه دادن تعطيل شد، اما سحر خيزي و نماز خواندن باقي ماند و تبديل به يك عادت و نياز شد.

برخي از نكات:

الف ) پيش از آنكه ناصح و پنددهنده باشيم بايد عمل كننده باشيم و آموزشهايمان عملي باشدتا موثر واقع شود. 

ب ) كودك در محيطي كه عادتهاي خوب در آن رايج است ، عادات خوب ميابد و پرسشهاي او در راستاي تحكيم اين عادات شكل مي گيرد .

ج ) پاسخ به پرسشهاي كودك بايد از ميزان درك و فهم او تجاوز نكند. مادربزرگ خردمند در برابر پرسش فرزند زادة خود از حس عاطفه كودك بهره مي گيرد و تنهايي اش را پيش مي كشد و از محسنات نماز خواندن سخن نمي گويد.

د ) انگيزه هاي كودك پي در پي تغيير مي كند، بايد انگيزه ها نو و بازسازي شود.

ه ) محبت بي دريغ ، همراه صبر و پشتكار و خردمندي و درايت ، انرژي لازم براي انجام مراحل مختلف يك فعاليت تربيتي را فراهم مي كند .

 و) فرصتهايي را كه به طور طبيعي براي آموزش پيش مي آيد غنيمت بشماريم. مادر بزرگ خردمند ازبيدار شدن اتفاقي كودك و مشاهده اعمالش جهت ترغيب او استفاده كرد.

بر گرفته از نشریه پیام سلامت

آیا فرصت عزتمندشدن به بچه ها می دهیم؟

آیا تا به حال با خودتان فکر کرده اید که چرا مدرسه مکتب امام حسین(علیه السلام) بعد از گذشت قرن ها توانسته است همچنان در دل جهانیان ماندگار شود اما گاهی تربیت دینی فرزندان ما به اندازه چند سال هم ماندگار نیست؟

ما می خواهیم به خودمان و شما یادآوری كنیم كه چگونه می شود با الگو گرفتن از امام حسین(علیه السلام) كه نقش پدر بنده های خدا را دارند یك تربیت اصولی و ماندگار داشته باشیم.

از زنده بودن محرم استفاده كنید

قاعده محبت پیدا كردن به هر موضوع دینی مثل نماز، روزه، حجاب و... در ابتدا با این شروع می شود كه حس دینی بچه ها در سن زیر 7 سال با شیوه هایی كه دوست دارند و خوش شان می آید فعال شود. در سال های بعد باور دینی یعنی پیدا كردن اطلاعات در مورد آن حس، می تواند آن را ماندگار كند.حتما تلاش كنید كه بچه ها را در مراسم ایام محرم  شریك و سعی كنید آنها فقط تماشاچی نباشند. بچه ها را به دسته های عزاداری ببرید و با هم نذری بگیرید یا نذری پخش كنید. آنها خیلی از مشاركت در انجام این كارها ذوق می كنند.

می توانید طبل كوچكی بخرید و طبل بزنید تا بچه ها نشاط معنوی پیدا كنند. حتما برای بچه ها لباس مشكی ویژه محرم بخرید كه با بقیه سال فرق می كند، این كار برایشان تنوع دارد. بچه ها وقتی زنجیر می زنند، حس من هم هستم را با امام حسین(علیه السلام) تجربه می كنند. این می شود كه ما امروز بزرگ ترهایی را می بینیم كه با انواع پوشش و ظاهرهای مختلف یا حتی پایبندی مختلف به سایر احكام و... به محرم كه می رسد، هیئت راه می اندازند، دسته عزاداری می روند، لباس سیاه می پوشند و... . پس می شود از این روش ها برای آموزش هر مفهوم مذهبی دیگری هم استفاده كرد.

تربیت آسمانی امام حسین(علیه السلام)

اثر گذاری تربیت امام حسین(علیه السلام) عوامل زیادی دارد كه چند نمونه اش را در زیر می خوانید:

امام خودش الگوی عملی حرف هایش بود. مرد عمل بودن باعث می شود كه دیگران و حتی فرزندان كوچك هم دیر یا زود با شما همراه شوند. مثلا اگر دروغ بد است، اگر بی نظمی بد است، باید برای همه بد باشد و والدین در بالاترین مرحله از این بدی ها دور باشند.
شخصیت قدرتمند و شجاع امام، كلامشان را برای همه ماندنی می كرد. فكرش را بكنید بچه ای كه پدر و مادرش را نمونه آدم بزرگ هایی كه خیلی قوی هستند می داند، وقتی رفتارهایی خلاف این را می بیند چه حسی پیدا می كند؟ با این حساب باید با آنچه به قوی بودن یك تربیت كننده لطمه می زند مثل زود عصبانی شدن، ترسیدن از گفتن حقیقت و دفاع نكردن از حقیقت و راستی، دائم از دنیا و سرنوشت و زمانه گله كردن و... خداحافظی كنید.
هدف امام پرورش عقل فرزندان و همه آدم ها بود. پدر و مادرهای امروزی، دائم دنبال تشویق و تنبیه اند كه چطور بچه ها یا نوجوانان را مطیع خود كنند. این وسط شاید بچه ها ماهی گیرشان بیاید اما ماهیگیری نمی دانند و این برعكس منش تربیت امام است. در واقع از نظر امام، سبك تربیتی مستبدانه حتی اگر امام باشید، به سود شما و فرزندتان نیست. درشب عاشورا به خوبی این منش تربیتی را می بینیم كه ایشان از تاریكی هوا استفاده می كنند تا اگر كسی می خواهد از سپاه امام فرار كند، خجالت نكشد و برود.
امامی كه می فرمود: مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است؛ یعنی می خواست روح عزت خواهی و محترم بودن را در افراد زنده نگه دارد. چقدر از تربیت فرزند ما در مسیر تربیت فرزندان با عزت یعنی با احترام و به دنبال احترام است؟ مثلا اسم محترم برای بچه ها انتخاب كردن، با احترام آنها را صدازدن، پای نظرات و ایده هایشان نشستن، ارزش گذاشتن به كارهای مهم و دغدغه های واقعی آنها مثل كمك به دوستشان را به رسمیت می شناسیم؟

برعكس این كار، چقدر بچه ها را به خاطر نیم نمره بالاترگرفتن در امتحان یا سرگرم نگه داشتن در خانه و مدام پای كامپیوتر بودن و از این شبكه تلویزیون به آن شبكه رفتن و تنبیه به خاطر 2نمره پایین تر و... محدود كرده ایم؟ آیا فرصتعزتمندشدن  به بچه ها می دهیم كه به شیوه امام حسین(علیه السلام) عمل كرده باشیم؟

یک روز را 365 بار تکرار نکن

 قسمتی از کتاب یک روز را 365 بار تکرار نکن:

یک دانشجوی افغانی ميگفت زمان تحصيلم در سوئيس با يكی از اساتيد دانشگاهمون رفتيم كافه نزديك دانشگاه تا قهوه بخوريم.حرف از حكومت و اوضاع بد افغانستان شد كه استادم حرف جالبی زد كه همواره توی ذهنم نقش بست.استادم گفت: فكر نكن برای كشورها قرعه كشی كرده اند و مردم سوئيس به خاطر شانس خوب اين حكومت گيرشون اومده و مردم افغانستان بد شانس بودن و به اين روز افتادند، بلكه هر ملتی حكومتی كه سزاورش هست رو ميسازه و اتفاقا مردم سوئيس حقشون داشتن حكومتی اينچنين هست و افغان ها هم لياقتشون بيشتر از اينی كه دارند، نيست.
دوستم ميگفت: كمی احساس تحقير كردم، به همين خاطر پرسيدم: افغان ها چه كاری بايد انجام دهند تا تغيير كنند؟استاد فنجون قهوه رو از كنار دهانش پائين آورد و لبخندی زد و گفت:هر سوئيسی در سال 10 كتاب ميخواند، تو اگر يك افغانی را ديدی از طرف من بهش بگو چنانچه مردم كشورت سالی يك كتاب بخوانند كشورت تغيير خواهد كرد.این راه حل به کشورهای مشابه نیز قابل تعمیم است.

قانونی داریم که همیشه صادق است:""ما به محیط مان عادت می کنیم""
اگر با آدم های بدبخت نشست و برخواست کنید، کم کم به بدبختی عادت می کنید و فکر می کنید که این طبیعی است.
اگر با آدم های غرغرو همنشین باشید عیب جو و غرغرو می شوید و آن را طبیعی می دانید
اگر دوست شما دروغ بگوید، در ابتدا از دستش ناراحت می شوید ولی در نهایت شما هم عادت می کنید به دیگران دروغ بگوییدو اگر مدت طولانی با چنین دوستانی باشید، به خودتان هم دروغ خواهید گفت.
اگر با آدم های خوشحال و پر انگیزه دمخور شوید شما هم خوشحال و پرانگیزه می شوید و این امر برایتان کاملا طبیعی است.
"تصمیم بگیرید به مجموعه افراد مثبت ملحق شوید وگرنه افراد منفی شما را پایین می کشند و اصلا متوجه چنین اتفاقی هم نمی شوی"
بیایید بیشتر به فکر خودمون باشیم و به خودمون کمک کنیم

بجای اینکه پول بدهید کتاب بخوانید!

یک آرایشگر سیاه‌پوست آمریکایی برای بالا رفتن میزان کتاب‌خوانی مشتریان کودک و نوجوانش، دست به ابتکار جدیدی زده و به جای دریافت مزد، از آن‌ها می‌خواهد که چند صفحه‌ای کتاب بخوانند!

«کورتنی هومز» آرایشگر خلاقی است که روش منحصربه‌فردی برای بالا بردن کتاب‌خوانی مشتریان کم سن‌وسالش ابداع کرده است. خودش درباره این کار می‌گوید: «به بچه‌هایی که اینجا می‌آیند، همان اول می‌گویم: «برو از روی میز یکی از کتاب‌هایی را که بیشتر دوست داری، انتخاب کن و اگر نمی‌توانی آن را بخوانی، خودم کمکت می‌کنم.

ما با هم می‌توانیم این متن را بخوانیم.» و صادقانه بگویم، این کار واقعا برای من هیجان‌انگیز است؛ گرچه با زمانی که من برای چهار پسربچه به این شکل صرف می‌کنم، می‌توان سر ۲۰ نفر را اصلاح کرد!»

این ابتکار عمل آقای هومز باعث شده که بچه‌های زیادی در راه بازگشت از مدرسه به این آرایشگاه بیایند تا هم موهایشان را رایگان اصلاح کنند هم کتاب بخوانند. برای مثال «تایشاین کربی» ۹ ساله، کتاب‌های آشپزی برای هومز می‌خواند. پس از آن برادرش او را روی صندلی می‌نشاند و نوبت او می‌رسد. مادر این دو پسربچه که آن‌ها را به این آرایشگاه می‌آورد، نظر جالبی درباره آن دارد: «من واقعا کار او را دوست دارم و معتقدم که این خلاقیت برای جامعه ما هم خوب است.»

نقد کتاب تاملی در نهضت عاشورا

عنوان: تاملي در نهضت عاشورا

نویسنده: رسول جعفريان ,
ناشر: انصاريان ,
تاریخ نشر:  ۱۳۸۱
محل نشر: 
تعداد صفحات: ۳۸۴
شابک: 964-438-372-9
چکیده: "كتاب حاضر پژوهشي است درباره چگونگي شكل‌گيري، تبعات، تحريفات و شعاير نهضت عاشورا كه نويسنده در آغاز متون كهن تاريخي مربوط به اين نهضت را معرفي مي‌كند .
در نخستین بخش این کتاب، به معرفی کهن‌ترین و مهم‌ترین متون تاریخی مربوط به تاریخ عاشورا پرداخته‌ شده است؛ لذا مقتل‌‌های «ابومخنف»، «محمدبن سعد»، «بلاذری»، «دینوری» و «ابن عثم» که پنج مقتل اصیل و منبع مقاتل دیگر است مورد بازبینی قرار گرفته است و در ادامه در مورد طبری و تاریخ عاشورا سخن گفته شده و نویسنده معتقد است که مهم‌ترین مقتلی که در تاریخ طبری آمده، مطالبی است که از کتاب «مقتل الحسین» اثر «ابومخنف» برگفته شده است و این متن را طبری از طریق هشام بن محمد بن سائب کلبی روایت کرده و به علاوه، از خود مقتل هشام کلبی هم بهره زیادی برده است. 
نویسنده در بخش دیگر فصل نخستین، در مورد مقتل الحسین خوارزمی سخن گفته است که در دو جلد در هند به چاپ رسیده است. در پایان این بخش منابع داستانی، ادبی و روضه‌ای نهضت عاشورا را مورد واکاوی قرار داده است. 
فصل دوم این کتاب با عنوان «زمینه‌های قیام کربلا» آغاز شده است که در آن وضعیت قریش و جناح‌های داخلی آن تا کربلا مورد تحلیل قرار گرفته است و در ادامه نحوه‌های برخورد با دین اسلام پس از رحلت رسول‌الله صلوات الله عليه وآله مورد تحقیق و بررسي قرار گرفته است و نگارنده برخورد مصلحت‌جویانه، سودجویانه و برخورد ارادتمندانه امام علی عليه السلام با کتاب و سنت را سه نوع برخورد با اسلام معرفی کرده است. 
در این فصل نظام‌های سیاسی از زمان رسول‌ خدا صلوات الله عليه وآله تا حکومت معاویه مورد بررسی قرار گرفته و نظام نبوی ولایی، نظام خلافت و نظام سلطنتی ـ خلافتی سه نوع نظام سیاسی است که نویسنده آن‌ها را بررسی کرده است. 
برخورد امام علی عليه السلام و آل علی عليهم السلام با مشکلات و دشواری‌ها، چگونگی عقاید عامه مردم در مناطق مختلف، راه‌های منحرف کردن عامه مردم توسط امویان، چگونگی امر تحریف دین در این دوره، عناوین بخش‌هایی است که در این فصل مورد تأمل قرار گرفته است. 
گزارش تاریخی رویداد کربلا، اربعین امام حسین عليه السلام ، حکمت شهادت امام حسین عليه السلام، آثار نهضت امام حسین عليه السلام، از عناوین دیگر این فصل‌هاست و در ادامه کتاب «کامل الزیارات ابن قولویه» ارزیابی شده است، و در نهایت ابعاد شعاری و شکلی نهضت امام حسینی عليه السلام، بررسی تاریخی عزاداری اهل سنت برای امام حسین عليه السلام، تحریفات عاشورا و بررسی روضةالشهداء ملاحسین کاشفی مورد ارزیابی قرار گرفته است.
استاد جعفريان در فصلي با عنوان "عاطفه و برداشت سياسي" در فصل حكمت شهادت امام حسين عليه السلام، به بعد عاطفي حادثه كربلا اشاره نموده است و در خصوص اين وجه مي فرمايد، پرداختن به جنبه هاي عاطفي كربلا به سرعت جاي خود را در جامعه شيعي باز نمود و بعد عاطفي كم كم توسعه يافته است. در اين بخش مسأله اصلي نويسنده اين است كه عامل و منشأ برداشت سياسي و برداشت صوفيانه از حادثه كربلا چه بوده است و كدام يك از اين دو در ميان شيعه قوت بيشتري داشته است. پرداختن به جنبه¬هاي عاطفي مي¬تواند غير مستقيم خاطره حادثه كربلا را زنده نگه دارد و به نحوي بار سياسي آن را انتقال دهد؛ اما بايد توجه داشت كه با چنين پرداختي، برداشت مستقيم سياسي نمي¬توان داشت. و مقصود از برداشت سياسي مستقيم، آن است كه حركت امام حسين عليه السلام به صورت يك الگوي قابل تكرار در آمده باشد.
از اين رو نويسنده بدنبال آن است كه پاسخي به اين مسأله دهد كه اصولاً امام در انديشه شيعي، در حوزه سياست و معنويت چه جايگاهي دارا است؟ و جدا شدن امامان از رهبري سياسي، چه آثاري بر مفهوم امامت در انديشه شيعه برجا گذاشته است؟ از اين رو نتيجه گرفته است كه بطور طبيعي نتيجه آن اين بوده است كه بار روحي و معنوي مفهوم امام بيشتر از وجه سياسي آن شده است؛ و سير رشد تجرد در مفهوم ولايت مي توانست ناشي از همين تجربه تاريخي غير سياسي بودن امام باشد. نويسنده ولايت را در اصل نوعي سرپرستي سياسي دانسته است كه بر پايه ويژگي¬هاي برتر در علم و عمل تعريف شده است، اما به موازات ضعف سياسي آن در مرحله عمل، بار صوفيانه آن در انديشه شيعي افزوده شده است و بجاي كاربرد در حوزه سياست، در حوزه ماوراء طبيعي كاربرد يافته است.
مهمترين شاهد در اين زمينه را ايشان اين دانسته است كه بحث امامت در شيعه به حوزه كلام سپرده شده است و در ضمن اصول عقائد درآمده است. در حاليكه اگر جنبه¬هاي عملي در آن قوي بود به حوزه فقه سپرده مي¬گشت، در چنين وضعيتي مي-توان تصور نمود كه چگونه حادثه¬اي همچون كربلا كه آشكارا رنگ سياسي و نظامي داشته است، در روند حركت تصوف گرايانه در امامت، حل مي¬شود. نويسنده دليل زمينه غير سياسي مفهوم امامت را غاليان دانسته است، آنها با نسبت دادن نگرش هاي لاهوتي به امامان بر تجرد مفهوم امامت از سياست و واقع، تأثير و سهم بسزايي داشتند.
اما در نقد كلام نويسنده در بيان حكمت شهادت حضرت حسين عليه السلام و حادثه كربلا مي توان گفت كه نويسنده دچار نگاهي تحويل انگارانه شده است و حادثه كربلا كه داراي ابعاد گوناگون است را با نفي ابعاد ديگر آن به بعد سياسي منحصر نموده است و از جامع نگري و تأثير حركت و فعل معصوم در زمينه هاي گوناگون چشم پوشيده است. در حاليكه در تحليل قيام و انقلاب امام حسين عليه السلام نبايستي از ساير وجوه آن و منشأ شكل¬گيري آن از جهت معرفتي و برخورداري از ولايت تكويني به محاذات برخورداري از ولايت تشريعي او چشم پوشي نمود. از اين رو پرداختن به بعد معرفتي و منشأ عرفاني حركت و قيام حضرت حسين عليه السلام را نبايستي با تعبير بعد صوفيانه، كه امري خود ساخته ذهن بشري است خلط نمود و ريشه آن را در انديشه غاليانه جستجو نموده است درحاليكه بنابر تفكر شيعي و احاديث وارده از حضرات معصومين عليهم السلام چه در نهج البلاغه و چه در زيارت جامعه كبيره و... به جايگاه خلقت نوري، و منصب تكويني و الهي ايشان اشاره شده است و ولايت ايشان را هم سنخ ولايت الهي دانسته شده است "من والاكم فقد والي الله" است. و يا تعابير بسياري كه در ادعيه و زيارات شيعه نسبت به امام معصوم وارد شده است كه بخشي از معارف حقه شيعه را تشكيل داده است، را نمي توان به انديشه غاليانه نسبت داد. در حاليكه همانطور كه توجه انحصاري به ابعاد عرفاني روايات و حوادث داراي اشكال است، همانطور توجه و تمركز در بعد سياسي صرف نيز بي اشكال نيست؛ از اين رو وقايع و پديده هاي تاريخي را بايستي در زمينه هاي خود و با توجه با عامل منطقي، عامل اجتماعي و عامل شخصيتي، و به صورت مولفه اي از يك سيستم و نظام نگرشي، ارزشي و رفتاري مورد بررسي قرار داد؛ و الا باز هم نگاهي احول و یکسویه به جريان عاشورا شده است و فرمي را ارزيابي نموده است كه خالي از محتوا شده است. حركت و قيام امام حسين عليه السلام صحيفه كاملي است كه در آن درسهايي در ابعاد گوناگون معرفتي، معنوي، فضيلت انساني، دنيوي و اخروي، فردي و اجتماعي به ابناء بشر داده شده است (مجتبي تهراني، سلوك عاشورايي، منزل نهم، ص23) بنابراين نبايستي بخاطر پر رنگ نمودن بعد سياسي، اهداف سياسي و حكومتي واقعه عاشورا، آن را از انديشه و انگيزه هاي عرفاني- وحياني خالي نموده و منجر به تنزل شخصيتي و حركتي ايشان گشت، چرا كه در اين صورت نظير و عِدل سائر جريانات و قيام هاي سياسي تاريخ گردد. و اگر متصوفه بياني مطابق با انديشه شيعي دارا هستند، نبايستي به اين بهانه كج انديشانه به انكار حقايق شيعي دست زده و انديشه شيعه را متأثر از متصوفه دانست بلكه بايستي آن را در تأثر ايشان از حقايق و انديشه شيعي جستجو نمود. بنابراين غفلت شيعيان از تبيين بعد سياسي و عيني عاشورا را نبايد با ذبح بعد معرفتي آن كليد زد و بعد عرفاني واقعه عاشورا را متاثر از طبيعت فكر صوفيانه كه طبيعتي معنويت گرا و بدور از سياست است دانست. همين امر را مي توان در قيام امام خميني ره جستجو نمود كه ظاهري سياسي و فقاهتي دارا بوده است و ليكن نمي توان شخصيت و حركت امام خميني ره را خالي از اندييشه عرفاني ايشان دانست و با اين رويكرد است كه در عين برخورداري از مواهب عرفاني شيعه، داعيه تشكيل حكومت و انديشه سياسي است. از اين رو نويسنده نبايستي انديشه عرفاني ناب شيعه را با انديشه صوفيانه و معنويت گرايانه خلط نمايد.
دراين پژوهش جدا شدن از صحنه قدرت سياسي را علت افزايش بار روحي و معنوي مفهوم ولايت دانسته و ولايت را در اصل نوعي سرپرستي سياسي عنوان داشته است كه آن را از وجه تكويني و معرفتي امام خالي نموده است. از اين رو نويسنده پرداخت به مسائل ماورائي را بجاي پرداختن به مسائل سياسي، دسيسه صوفيانه قلمداد نموده است. اين در حالي است كه مفهوم عرفاني ولايت و جايگاه امام در نظام چينش خلقت مستند به روايات صحيح در مجامع شيعي است و در موردي ديگر نويسنده طرح مسأله امامت را در منابع كلامي بجاي منابع فقهي را مؤيدي براي كلام خود دانسته است كه اين جابجائي را به جهت غلبه صوفيانه و ماورائي مفهوم امامت بر جنبه سياسي و حكومتي آن دانسته است؛ از اين رو در اين مسأله با برخي از اهل سنت همانند تفتازاني در شرح مقاصد، هم نظر گشته است و مسأله امامت را در فروع دين به عنوان امري فقهي و عملي تحليل نموده است، در حاليكه مسأله امامت منصبي الهي است كه به جعل الهي و متناسب با رتبه تكويني حضرات معصومين عليهم السلام است از اين نمي توان آن را به عنوان فرعي فقهي دانست، بلكه امري است كه در رديف اصول اعتقادات مطرح شده است؛ بنابراين جايگاه آن را بايستي در علم كلام دانست. امر به تشكيل حكومت و دستيابي به آن، امري اصالي نيست بلكه تشكيل حكومت در انديشه شيعي، ابزاري است براي تحقق جامعه اسلامي، تقرب و تعبد نسبت به خداوند، اقامه دين الهي و اصلاح امت اسلامي است. از اين رو امام معصوم در هر فعلي در صدد بينش دادن به مردم بوده است و در اين امر هر دو نشئه دنيا و آخرت را ملاحظه نموده است. از اين رو نبايستي تنها شأني از شئون امام را ملاحظه نموده و الباقي را رها سازيم. از اين رو مفهوم عرفاني و معنوي ولايت را ساخته ذهن بشر دانستن و عامل اين تلقي را بركناري از صحنه سياسي و قدرت برشمردن و آن را سيري از رهبري سياسي به معنايي صوفيانه پنداشتن امري غيرمنصفانه و مدعايي بي دليل است.
در بخشي ديگر از كتاب در ارتباط با آگاهي پيشين امام، به تفكيك مرحوم مجلسي به مقام ظاهر و باطن اشاره نموده است و گرايش ايشان را علاوه بر برداشت سياسي نسبت به حركت امام حسين عليه السلام و افشاي ظلم و احياي دين، به امر باطني قيام اشاره دارد كه نويسنده اين گرايش به امر باطني را نيز در معرض گرايش به برداشتهاي صوفيانه دانسته است، الحاصل نمي¬توان هر امري را كه بنابر استناد روايات با گرايش معنوي همراه است دال بر برداشتهاي معنويتگرا در اين زمينه دانست و اينگونه برداشتها را صوفيانه قلمداد نمود. همانطور كه نويسنده در فصل بعد معنوي اشاره نموده است، نبايستي خلط ميان وسيله و هدف نمود و بايستي كربلا را آئينه مبارزه حق عليه باطل دانست و تاثير جريان عاشورا در زنده نگه داشتن شريعت و عدل را مطرح نمود و كربلا را بخشي از وحي مجسم و قرآن عينيت يافته دانست؛ از اين رو نظريه امامت شيعه را نبايستي صرفاً مشتمل بر جنبه سياسي دانست و همچنين قيام عاشورا تنها يك حركت سياسي دانست، بلكه علاوه بر وجه ظاهري و سياسي آن بايستي برخوردار از وجهي غيبي، معنوي و عرفاني دانست.
در اين كتاب اشكالاتي همچون پرداختن به مواردي غير تاريخي و عدم وحدت رويه در نگارش، متن را از حالت پژوهش تاريخي به مدعيات فكري نويسنده، آن هم با ادله استنتاجي ضعيف سوق داده است و با تكرار مداوم مطالب، باعث ملال و خستگي خواننده خود شده است، از اين رو نيازمند است تا متن بازنويسي شده و از تكرار موارد مشابه پاكسازي گردد. در متن كتاب انسجام لازم در سير مباحث ديده نمي شود بطوريكه فصول مطرح شده يكديگر را پوشش نمي¬دهند. و در برخي موارد مطالبي آورده شده است كه ناقل مطلب، آن را بدون استناد به مرجعي خاص رها ساخته است و يا نقل عبارات عربي، گاهي با ترجمه آنها ارائه نشده است. از اين رو در پايان بايستي گفت كه اين كتاب با اينكه در موضوعاتي بديع همچون بررسي منابع تاريخي عاشورا و روضه الشهدا ملاحسين كاشفي، بستر تاريخي عزاداري اهل سنت براي امام حسين عليه السلام داراي قوت است و ليكن در بخش تحليلي، ادله لازم و كافي براي مدعاي خود ارائه ننموده است و در چيستي مفهوم امامت و ولايت از آرائي شاذ برخوردار است.
منبع: شبکه کتابخوانان حرفه ای

آغاز محرم و ایام سوگواری حسینی تسلیت باد

تا بال و پر عشق به جانم دادند / در وادی عاشقان مکانم دادند
گفتم که کجاست کعبه اهل ولا  / درگاه حسین را نشانم دادند
ایام سوگواری حسینی تسلیت باد

معرفی کتاب مامور ما در هاوانا

 

عنوان: مامور ما در هاوانا

نویسنده: گراهام گرين/ مترجم غلامحسين سالمي

ناشر: كتابسراي تنديس 

موضوع: ادبيات

گراهـام گريـن رمان نویـس، نمایشـنامه نویس، منتقـد ادبـی و سـینمایی و نویسـنده ي پـرکار داسـتان های کوتـاه انگلیسـی بـود. او در طـول عمـر طولانیش يكـي از مأموران سـازمان جاسوسـي بريتانيا بود و در غالـب معرکه های سیاسـی و انقلابی گوشـه و کنـار جهـان حاضر و ناظر بـود و ماجراهای داسـتان ً هایش عمدتا در متـن همین وقایع قـرن بیسـتم میگـذرد؛ آثـاری کـه ابهامات انسـان نویـن در ایـن دنیای نـاآرام را ارائـه میکند. جهـان داسـتان هاي گراهـام گريـن، بيش از آن كه دنيايي آماده ي انقلاب باشـد، جهاني در حال زوال و فروپاشـي اسـت. نويسـندگان رئاليسـم و جامعه گرا، گرين را نااميد و آثار او را مأيوس‌كننده دانسـته اند. مأمـور مـا در هاوانـا داسـتان مرديسـت كـه بـه گونـه اي اتفاقـي و كاملا ناخواسـته جاسـوس مي شـود و به اسـتخدام سـرويس عريـض و طويـل اطلاعاتی بريتانيـا درميآيد. گراهـام گرين با اسـتفاده از زمينـه ي طنزآلود به دسـتگاه هاي اطلاعاتی و ضـد اطلاعاتی بريتانيـا حملـه مي‌كنـد و آن تشـكيالت را به تمسـخر ميگيـرد. گرين جنـگ، دشـمنی و درگيـري ميـان انسـانها را نكوهـش مي‌كنـد. او در ايـن كتـاب بارها و بارهـا پيام خـود را بازگو مي‌كند: شـرق يا غرب؟ مسـأله اين نيسـت! مسـأله انسـانيت اسـت.

انتشار کتابی درباره عربستان از نگاه پژوهشگر مسیحی- آمریکایی

کتاب "درباره عربستان: مردم، گذشته، دين، خطوط گسست و آينده" از سوی خانم کارن الیوت هاوس تالیف و با کوشش مشترک مرتضی رجایی خراسانی  و فاطمه مهسا کارآموزیان به فارسی برگردانده شده است. هاوس، خبرنگار سابق و استاد دانشگاه هاروارد، بعد از سال‌ها تحقیق، اثر قابل تاملی درباره عربستان سعودی نوشته که مورد توجه بسیار پژوهشگران قرار گرفته است.
 
مرتضی رجایی خراسانی درباره زمینه تحقیقات این پژوهشگر آمریکایی گفت: در ابتدا که هاوس به عربستان سفر می‌کند، نقش پادشاهی عربستان در منطقه، مسائل صلح عرب و اسرائیل، جنگ ایران – عراق، جنگ خلیج فارس، تولید نفت ومساله قیمت نفت برای وی اهمیت فراوانی داشت.
 این‌ مترجم افزود: این نویسنده در فرصت خاصی که روی می‌داد با زنان عربستانی مصاحبت می‌کند و با اطلاعاتی که از آنها می‌گرفت و همچنین تحقیقاتی که در این کشور انجام می‌داد، کتاب حاضر را به رشته تالیف درآورد. هاوس با دقت و ظرافت خاصی به شرح تقابل رابطه آل سعود و وهابیون پرداخته، رابطه‌ای که در نوسان است و گاه آل‌سعود از آنها کمک می‌گیرد و گاه این رابطه به تلخی می‌گراید.
 رجایی خراسانی بیان کرد: مولف در کنار عربستان نیم‌نگاهی نیز به ایران دارد و از آن به کشوری بانفوذ و قدرتمند یاد می‌کند.
 وی با اشاره به اطلاعات سودمند کتاب اظهار کرد: مطالعه این کتاب تنها برای علاقه‌مندان به علوم سیاسی نیست، بلکه بیشتر مردم و کسانی که با این کشور سروکار دارند، می‌توانند آن را بخوانند. زیرا این کتاب به ما اطلاعاتی درباره کشوری می‌دهد که گاهی روابط ما با آن خوب است و گاه چندان تعریفی ندارد. به عبارتی عربستان کشوری گاه دوست و گاه دشمن ماست که با مرور این کتاب می‌توانیم آگاهی‌های سودمندی درباره آن کسب کنیم.
 این پژوهشگر حوزه علوم سیاسی عنوان کرد: کتاب هاوس علاوه بر اطلاعاتی که منعکس می‌کند؛ بازتاب نگاه یک پژوهشگر مسیحی یا بیگانه به کشوری شرقی است. ضمن این‌که وی اطلاعات چندانی در رابطه با اسلام ندارد.
 رجایی خراسانی ادامه داد: نوع برداشت وی از جامعه عربستان با دقت و ظرافتی که دارد می‌تواند بیانگر زاویه‌ای از یک کشور مسلمان باشد که تا کنون چندان مورد توجه ما قرار نگرفته است. اگر چه ممکن است تمام داوری وی درست نباشد که این به دلیل تسلط نداشتن به وجه مذهبی این کشور است. با این همه نگاه یک فرد از بیرون به جامعه مذهبی شرقی سودمند است.
 وی بیان کرد: هاوس با توجه به پژوهش‌ها و مشاهداتی که دارد در کنار تحلیل‌های شخصی به ما با زبانی ساده می‌گوید که سعودی‌ها چه مردمانی و با چه فرهنگی هستند، چه اعتقاداتی دارند، وضعیت فعلی جامعه و مشکلات از دیدگاه اقشار مختلف مردم چیست؟
 این مترجم افزود: نکته جالب کتاب این است که مردم عربستان از اقشار مختلف و با دیدگاه‌های متنوع صادقانه و صمیمانه نویسنده را برای شناخت وضعیت موجود در جامعه جهت‌دهی و راهنمایی کرده‌اند.
کتاب «درباره عربستان: مردم، گذشته، دين، خطوط گسست و آينده» تالیف كارن‌اليوت هاوس؛ ترجمه مشترک مرتضی رجايی خراسانی و فاطمه‌مهسا كارآموزيان در 268 صفحه، شمارگان 2500 نسخه و به قیمت 20 هزار تومان از سوی ناشر مولف (مرتضی رجايی خراسانی) منتشر شده است.

معرفی کتاب در جستجوی ستاره شمال

عنوان:در جستجوی ستاره شمال

نویسنده:مارتا بك/ ترجمه: شيرين لارودی

ناشر:نشر پيكان

موضوع:موفقيت، مديريت احساسات، شيوه درست زندگي

مارتـا بـك فـارغ التحصیل دانشـگاه هـاروارد در سـه مقطع لیسـانس، فوق لیسـانس و دکتراسـت. او در هـاروارد و دانشـکده مدیریـت بیـن المللـی امریـکا در زمینه رشـد شـغلی تدریس کرده اسـت. مارتا بـک پـس از فعالیتهای دانشـگاهی بـه عنـوان مشـاور طراحـی زندگی فعالیـت کرد و بعـد از آن شـرکت طراحی زندگـی را دایر نمـود. کار ایـن موسسـه ایـن اسـت که به مراجعـان خود کمـک کند تا بـه حداکثـر توانمندیهای خود دسـت پیدا کننـد. مارتا بك، جامعه شـناس، مشـاور مسـائل اجتماعی و از چهره های برجسـته رسـانها ی در زمینه كسـب موفقیت در زندگی محسـوب میشـود. او در این كتاب راه های رسـیدن به اهدافی را شـرح میدهد كه شـاید در نگاه نخسـت رسـیدن بـه آنهـا غیرممكن به نظر برسـد. "در جسـتجوی سـتاره شـمال" کتابی جامع در زمینه روانشناسـی خودیار اسـت که در آن به موضوعات مختلفی از قبیـل توجـه بـه زیبایـی، سـخاوت داشـتن، اسـتقبال از تغییـر حتـی وقتـی همـه چیـز خـوب و رو به راه اسـت، شناسـایی هـراس در خـود و دیگـران، سـوگ گذاشـتن و ابـراز تنفـر و خشـم، و چگونـه از شـم خود پیـروی کنیم، اشـاره شـده اسـت. امـا اینها با سـتاره شـمال شـما چـه رابطـه ای دارد؟ این مـوارد حتی اگـر عمد و قصـدی در کار نباشـد، روی همـه زمینه هـای زندگـی شـما تأثیر می گـذارد. الزم اسـت که از احساسـات و عواطف خود آگاه شـوید تـا بـه شـرایط مطلـوب بـاز گردیـد. در بخش هـای مختلـف کتـاب پرسـش ها و آزمون هـای مرتبط در نظـر گرفته شـده اسـت. بسـیاری از آنهـا بـه گونها ی طراحی شـده که شـما را از پوسـته خـود بیرون مـی آورد. نويسـنده در ديباچـه كتـاب ميگويـد: »لحظاتي كه قادر نيسـتيد تقديرتـان را پيش بيني كنيد، يا بـاور نداريد كه تقدير دارد شـما را هدايـت مي‌كنـد، دانسـتن اينكـه چنديـن قطب نمـا در درون مغـز و جسـمتان جاي گرفته، به شـما كمك مي‌كنـد. شـما در فصل هـاي يك تا هشـت ياد ميگيـرد چگونه اين قطب نماي درونتان را بخوانيد تا شـما را در جسـت و جـوي راه حقيقـت ارشـاد كنـد. در فصلهاي نهم تا يازدهم نكاتي مفيد براي هدايت نسـبت به شـيوه درسـت زندگي كـردن را خواهيـد يافت. اينها به شـما كمك مي‌كنند تا تسـلط خويـش را بازيابيد و زندگيتان را در جهت سـتاره قطبي خـود بـه حركـت درآوريـد. آخريـن كاري كه اين كتاب انجام خواهد داد، ترسـيم نقشـه قلمروي اسـت كه بـا آغاز تغيير زندگـي در آن قـرار خواهيـد گرفـت، چون اگر به نصايـح دو بخش اول عمل كنيد، اين تغيير روي خواهد داد. اگر مسـير اصلي تـان را گـم كرده باشـيد، الزام اسـت تغييراتي به وجود آوريد تا راه بازگشـت بـه آن را بيابيد.