دعای سال تحویل

  با وضو  ۵ بار شستشوی وجودمان با  دعایی که هر سال در لحظه تحویل سال زمزمه ی لبهای ماست  سال را آغاز کنیم حتما می دانید که این دعا ازقول پیامبر ( ص) می باشد .

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل والنهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

و در آخر با نجوای زیارت آل یس خود را برای پذیرفتن فرصتی که خداوند باز به ما داده تا خود را به کمال عبودیتش برسانیم آماده سازیم.

اللهم فرغ قلبی لمحبتک و ارزقنا توفیق طاعتک و بعد معصیتک

خدایا قلب مارا از محبت غیر از خودت فارغ ساز و توفیق انجام طاعت و دوری از معصیتت را به ما عطا فرما

 

اللهم عَرِّفنی نَفسَک فانّک اِن لَم تُعَرِّفنی نَفسَک لَم اَعرِف  رَسولَک

خدایا نفسم را به من بشناسان که اگر نشناسم نفسم را رسولم را نمی شناسم

 

اَللّهُمَّ عَرِّفنی رَسولَک فَاِنَّک اِن لَم تُعَرِّفنی رَسولَک لَم اَعرِف حُجَّتَک

خدایا رسولم را به من بشناسان که اگر رسولم را نشناسم حجت فی ارضت را نمی شناسم

 

فَاِنَّک اِن لَم تُعَرِّفنی حُجَّتَک ضَلَلتُ عَن دینی

خدایا حجتت را به من بشناسان که اگر حجتت را نشناسی از دینم گمراه می شوم.

دکوراسیون سفره هفت سین

 

 

انشا طنز(خارجي ها)

 

پدرم همیشه می‌گوید:

"این خارجی‌ها که الکی خارجی نشده‌اند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان داده‌اند"

البته من هم می‌خواهم درسم رابخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج می‌دانم.

تازه دایی دختر عمه‌ی پسر همسایه‌مان در آمریکا زندگی می‌کند. برای همین هم پسر همسایه‌مان آمریکا را مثل کف دستش می‌شناسد. او می‌گوید: "در خارج آدم‌های قوی کشور را اداره می‌کنند"

مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است

ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و  دیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. خارجی‌ها خیلی پر زور هستند و همه‌شان بادی میل دینگ کار می‌کنند. همین برج‌هایی که دارند نشان می‌دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کرده‌اند.

در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمی‌شود و نخبه‌های علمی کشور مجبور می‌شوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش می‌شوند.

مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان می‌دهد که از یک خانواده‌ی کارگری بوده، اما تا می‌فهمند که نخبه است به او خیلی بودجه می‌دهند و او هم برق را اختراع می‌کند. پسر همسایه‌مان می‌گوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان مجبور بودیم شب‌ها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم.

از نظر فرهنگی ما ایرانی‌ها خیلی بی‌جمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تن‌پرور هستیم و حتی هفته‌ای یک روز را هم کلاً تعطیل کرده‌ایم. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایه‌مان شنیدم که در خارج جمعه‌ها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌های پسر همسایه‌مان از بی بی سی هم مهمتر است.

ما ایرانی‌ها ضاتن آی کیون پایینی داریم. مثلن پدرم همیشه به من می‌گوید "تو به خر گفته‌ای زکی". ولی خارجی‌ها تیز هوشان هستند. پسر همسایه‌مان می‌گفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان می‌روند و آخرش هم بلد نیستند یک جمله‌ی ساده مثل I lav u بنویسند. واقعن جای تعسف دارد.

این بود انشای من

ما همه‌ آفتابگردانیم

گل آفتاب گردان رو به نور می چرخد و آدمی رو به خدا . ما همه‌ آفتابگردانیم. اگر آفتابگردان‌ به‌ خاک‌ خیره‌ شود و به‌ تیرگی، دیگر آفتابگردان‌ نیست. آفتابگردان‌ کاشف‌ معدن‌ صبح‌ است‌ و با سیاهی‌ نسبت‌ ندارد. اینها را گل‌ آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت‌ و من‌ تماشایش‌ می‌کردم‌ که‌ خورشید کوچکی‌ بود در زمین‌ و هر گلبرگش‌ شعله‌ای‌ بود و دایره‌ای‌ داغ‌ در دلش‌ می‌سوخت. آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت: وقتی‌ دهقان‌ بذر آفتابگردان‌ را می‌کارد، مطمئن‌ است‌ که‌ او خورشید را پیدا خواهد کرد. آفتابگردان‌ هیچ‌ وقت‌ چیزی‌ را با خورشید اشتباه‌ نمی‌گیرد؛ اما انسان‌ همه‌ چیز را با خدا اشتباه‌ می‌گیرد. آفتابگردان‌ راهش‌ را بلد است‌ و کارش‌ را می‌داند. او جز دوست‌ داشتن‌ آفتاب‌ و فهمیدن‌ خورشید، کاری‌ ندارد. او همه‌ زندگی‌اش‌ را وقف‌ نور می‌کند، در نور به‌ دنیا می‌آید و در نور می‌میرد. نور می‌خورد و نور می‌زاید. دلخوشی‌ آفتابگردان‌ تنها آفتاب‌ است.

آفتابگردان‌ با آفتاب‌ آمیخته‌ است‌ و انسان‌ با خدا. بدون‌ آفتاب، آفتابگردان‌ می‌میرد؛ بدون‌ خدا، انسان.

آفتابگردان‌ گفت: روزی‌ که‌ آفتابگردان‌ به‌ آفتاب‌ بپیوندد، دیگر آفتابگردانی‌ نخواهد ماند و روزی‌ که‌ تو به‌ خدا برسی، دیگر «تویی» نمی‌ماند. و گفت‌ من‌ فاصله‌هایم‌ را با نور پر می‌کنم، تو فاصله‌ها را چگونه‌ پُر می‌کنی؟ آفتابگردان‌ این‌ را گفت‌ و خاموش‌ شد. گفت‌وگوی‌ من‌ و آفتابگردان‌ ناتمام‌ ماند. زیرا که‌ او در آفتاب‌ غرق‌ شده‌ بود. جلو رفتم‌ بوییدمش، بوی‌ خورشید می‌داد. تب‌ داشت‌ و عاشق‌ بود. خداحافظی‌ کردم، داشتم‌ می‌رفتم‌ که‌ نسیمی‌ رد شد و گفت: نام‌ آفتابگردان‌ همه‌ را به‌ یاد آفتاب‌ می‌اندازد، نام‌ انسان‌ آیا کسی‌ را به‌ یاد خدا خواهد انداخت؟ آن‌ وقت‌ بود که‌ شرمنده‌ از خدا رو به‌ آفتاب‌ گریستم…

داستان چنگیزخان و شاهینش

 

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند. همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود، چرا که می توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند که انسان نمی دید.

اما با وجود تمام شور و هیجان گروه، شکاری نکردند. چنگیزخان مایوس به اردو برگشت، اما برای آنکه ناکامی اش باعث تضعیف روحیه ی همراهانش نشود، از گروه جدا شد و تصمیم گرفت تنها قدم بزند.

بیشتر از حد در جنگل مانده بودند و نزدیک بود خان از خستگی و تشنگی از پا در بیاید. گرمای تابستان تمام جویبارها را خشکانده بود و آبی پیدا نمی کرد، تا اینکه – معجزه! – رگه ی آبی دید که از روی سنگی جلویش جاری بود.

خان شاهین را از روی بازویش بر زمین گذاشت و جام نقره ی کوچکش را که همیشه همراهش بود، برداشت. پرشدن جام مدت زیادی طول کشید، اما وقتی می خواست آن را به لبش نزدیک کند، شاهین بال زد و جام را از دست او بیرون انداخت.

چنگیز خان خشمگین شد، اما شاهین حیوان محبوبش بود، شاید او هم تشنه اش بود. جام را برداشت، خاک را از آن زدود و دوباره پرش کرد. اما جام تا نیمه پر نشده بود که شاهین دوباره آن را پرت کرد و آبش را بیرون ریخت.

چنگیزخان حیوانش را دوست داشت، اما می دانست نباید بگذارد کسی به هیچ شکلی به او بی احترامی کند، چرا که اگر کسی از دور این صحنه را می دید، بعد به سربازانش می گفت که فاتح کبیر نمی تواند یک پرنده ی ساده را مهار کند.

این بار شمشیر از غلاف بیرون کشید، جام را برداشت و شروع کرد به پر کردن آن. یک چشمش را به آب دوخته بود و دیگری را به شاهین. همین که جام پر شد و می خواست آن را بنوشد، شاهین دوباره بال زد و به طرف او حمله آورد. چنگیزخان با یک ضربه ی دقیق سینه ی شاهین را شکافت.

جریان آب خشک شده بود. چنگیزخان که مصمم بود به هر شکلی آب را بنوشد، از صخره بالا رفت تا سرچشمه را پیدا کند. اما در کمال تعجب متوجه شد که آن بالا برکه ی آب کوچکی است و وسط آن، یکی از

سمی ترین مارهای منطقه مرده است. اگر از آب خورده بود، دیگر در میان زندگان نبود.

خان شاهین مرده اش را در آغوش گرفت و به اردوگاه برگشت.

 دستور داد مجسمه ی زرینی از این پرنده بسازند و روی یکی از بال هایش حک کنند: 

 

 «یک دوست، حتی وقتی کاری می کند که دوست ندارید، هنوز دوست شماست.»

 

و بر بال دیگرش نوشتند:

 

«هر عمل از روی خشم، محکوم به شکست است

به دیگران انرژی دهیم !

نگارش : برایان تریسی
ترجمه : محمد رضا حکیمیان 

کسب همکاری دیگران :
با انرژی دادن به دیگران می توان یک تیم اجرایی قوی را پایه ریزی کرد.وقتی ما به دیگران انرژی می دهیم آنها نیز می خواهند که با ما کار کنند و به ما در کسب اهدافمان کمک کنند.

به چه افرادی انرژی دهیم ؟
سه گروه از مردم هستند که باید آنها را بطور منظم تقویت کرد. گروه اول ، افرد نزدیک شامل اعضاء خانواده ، دوستان ، همسر و فرزندانمان هستند.گروه دوم ، همکاران و همکلاسیها هستند و گروه سوم ، مردمی هستند که طی زندگی روزمره با آنها سر و کار داریم مانند مشتریها ، کارمندان بانک ، رستوران ، فرودگاه ، فروشگاه و ... در همه موارد میزان توانایی ما برای کسب همکاری دیگران ، ما را به فردی موثر و قوی تبدیل می کند.

همیشه مثبت باشیم:
قدم اول در تقویت دیگران ، دوری کردن از کارهایی است که انرژی آنها را می گیرد.قدم بعدی انجام کارهایی است که باعث احساس رضایت آنها از خودشان می شود.

عمیقترین نیاز افراد را برآورده کنیم :
عمیقترین نیاز هر فرد ، حس اعتماد به نفس اوست ، حسی که به وی احساس مهم بودن و ارزشمند بودن می دهد. هر رفتاری که ما در روابطمان با دیگران انجام می دهیم ، به نحوی روی حس اعتماد به نفس آنها تاثیر دارد.چگونه عمیقترین نیاز افراد را برآورده کنیم؟ بطور بسیار ساده و در یک جمله می توان گفت : با آنها طوری رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود.

از دیگران تشکر کنیم:
شاید ساده ترین روش برای اینکه دیگران احساس خوب بودن داشته باشند این است که بطور مداوم نسبت به کارهای بزرگ یا کوچکی که برای ما انجام می دهند اظهار تشکر کنیم. در همه حالتی بگوییم «متشکرم». هر چقدر که بیشتر قدردان کارهایی که سایرین برای ما انجام میدهند باشیم،آنها نیز بیشتر به ما کمک خواهند کرد.

بطور خلاصه :
با دو کار می توانیم به دیگران انرژی دهیم و همکاری آنها را کسب کنیم ؛ اول اینکه مداوماً به دنبال راهکارهایی باشیم که به سایرین ، احساس ارزشمند بودن یا مهم بودن بدهند و دوم اینکه برای هر کار کوچک یا بزرگی که سایرین برای ما انجام میدهند ، اظهار تشکر و قدردانی کنیم.به تعبیر دیگر از طرفی همیشه طوری رفتار کنیم که دوست داریم سایرین با ما همانگونه رفتار کنند و از طرف دیگر همیشه بگوییم : «متشکرم» !

فرمول پیشرفت دائمی

 

نوشته: برایان تریسی
ترجمه: دکتر ریو نیز گلسرخی 

به روند حرفة خود سرعت ببخشید:
شما کارهای بسیاری را می‌توانید انجام دهید که به روند حرفة‌تان سرعت ببخشید. شما می‌توانید اهداف خاص و واضحی را برای هر بخش از زندگی‌تان مشخص نمایید و سپس برای به ثمر رسیدن آنها برنامه‌ریزی کنید. شما می‌توانید برای کارتان نقشه بکشید وبعد روی نقشه‌ خودتان کار کنید.

بدنبال مسئولیت بزرگتر باشید:
شما می‌توانید صد در صد مسئولیت را برای هر آنچه که هستید و هر آنچه که خواهید بود تقبل کنید. شما می‌توانید بهانه‌تراشی و تقصیر را بر گردن این و آن انداختن را از خود دور کنید. شما می‌توانید از رئیس خود تقاضای مسئولیتهای بزرگتری را بنمایید و وقتی که به شما داده شدند، با تمام وجود برای به انجام رساندن آنها به نحو احسن تلاش کنید.

از استعدادهای ذاتی خود استفاده کنید:
در سورة «استعدادها» در انجیل، عیسی مسیح (ع) می‌گوید: «ای بندة نیکو و وفادار، تو وفاداری خود را در امور خرده ثابت نمودی. پس من تو را استاد بر امور گران می‌گردانم».
اگر شما نیز هر مسئولیتی را به بهترین نحو در توان خود انجام دهید، به شما امور بزرگتر و پر اهمیت‌تر محول می‌گردد که در ازای آنها به پاداشهای بیشتری نیز خواهید رسید.

خود را وقف پیشرفت دائمی نمایید:
کلید موفقیت در دراز مدت این است که خود را وقف پیشرفت دائمی کنید.
اگر شما هر روز یک دهم یک درصد پرکارتر شوید، این مساوی با یک هزارم پرکارتر شدن در هر روز کاری می‌باشد. آیا این امکان‌پذیر است؟ البته!

کم کم پیشرفت کنید:
اگر شما هر روز یک دهم یک درصد پرکارتر شوید، این مساوی با یک دوّم یک درصد پرکارتر شدن در هر هفته می‌باشد. یک دوّم یک درصد پرکارتر شدن در هر هفته مساوی است با دو درصد پرکارتر در هر ماه و بیست و شش درصد پرکارتر در سال.
تأثیر کلی به این گونه است که اگر شما در زمینة کاری خود حتی ذره‌ای بهتر و پرکارتر شوید، در دراز مدت، این باعث افزایش چشم‌گیری در ارزش و بازدهی شما خواهد شد.

چگونه کارآیی خود را دو برابر کنید؟
بیست و شش درصد پرکارتر شدن در هر سال مجموعاً مساوی است با دو برابر شدن کارایی و عملکرد کلی‌تان در هر 7/2 سال.

دلیل همه موفقیتهای بزرگ:
این «قانون تجمع» و یا «مبنای پیشرفت افزایشی» نام دارد. این دلیل اوّلیه برای همه حکایتهای موفقیتهای بزرگ است. یک فرسنگ، طولانی و برای پیمودن دشوار به نظر می‌آید ولی همان نیز از قدم‌های کوچک و قابل پیمودن درست شده است.
به یک انسان هزار درصدی تبدیل شوید:
همین حالا ، تصمیم بگیرید که یک انسان هزار درصدی شوید. خود را به پیشرفت شخصی و حرفه‌ای دائمی متعهد کنید. بخوانید، به برنامه‌های صوتی گوش کنید و به دوره‌های آموزشی جمعی ملحق شوید. این روند زندگی شما را کاملاً متحول می‌نماید.

تمرین‌های عملی:
در اینجا شما می‌توانید به دو شیوه، این ایده‌ها را هر چه سریعتر محقق نمایید. اوّل اینکه برنامه‌ریزی کنید که هر روز کمی بهتر از روز قبل شوید. یک ایدة تازه را هر روز یاد بگیرید و به کار ببندید که شما را در کارتان فعالتر و مؤثرتر نماید. تأثیر افزایشی این کار، شما را شگفت‌زده خواهد کرد. دوّم اینکه صبور باشید. انتظار تغییرات یک شبه و یا نتایج فوری را نداشته باشید. قصه لاک‌پشت و خرگوش را به یاد بیاورید. هر روز کمی بهتر شوید و آینده شما خود به خود تضمین می‌گردد.

معرفی طرح کتاب من

با طرح کتاب من کتاب مورد نیاز اعضای کتابخانه های عمومی در کوتاهتریت زمان ممکن به مجموعه کتابخانه اضافه می گردد.

این طرح کاملا رایگان بوده و هیچ محدودیتی در خرید کتاب وجود ندارد.

بر اساس این طرح افرادی که کتاب‌های مورد نیاز آن‌ها در کتابخانه وجود ندارد درخواست خود را اعلام و نهاد کتابخانه‌ها کتاب مورد نظر را خریداری کرده و فردی که درخواست کتاب را داشته است اولین کسی خواهد بود که کتاب در اختیار وی قرار می‌گیرد.

 

معرفی شبکه کتابخوانان حرفه ای

 

به شبکه کتابخوانان حرفه ای بپیوندید و از قابلیت های آن بهره مند شوید

هر دو روز یک مسابقه کتابخوانی با بهره مندی از جوایز ارزنده

ثبت نقد، نظر در مورد کتاب ها

افزودن کتاب به قفسه مجازی خود

امتیاز دهی به کتاب ها حسب سلایق و علایق خود

آگاهی از پر نظرترین ، پر نقدترین و پر امتیازترین کتاب ها از منظر سایر مخاطبان

پیشنهاد کتاب های مورد علاقه به سایر کاربران

جستجوی منابع در بانک کتاب با بیش از 400 هزار عنوان

اطلاع از برترین کتابها در موضوعات پرمخاطب

 

امکانات جدید ارائه شده به کاربران:

نظر دهی به نظر و نقد سایر کاربران
مشاهده تعداد امتیازدهندگان به یک نظر و نقد
مشاهده تعداد نظردهندگان به یک نظر و نقد
جستجو و مشاهده نام و آدرس کتابخانه های عمومی کشور بر اساس نام کتابخانه، نام استان و شهرستان
معرفی منابع فاخر و ارزشمند به صورت موضوعی یا مناسبتی با عنوان کتاب هفته
نقد ویژه کتاب ها



کاربران گرامی، نظر به موارد مشاهده شده لازم دیدیم که مواردی را متذکر شویم:

  • در صورت برنده شدن در مسابقات کتابخوانی طبق اطلاعات شخصی ثبت شده در سایت جهت اهدائ جوایز با شما تماس گرفته خواهد شد.
  •  
  • در صورت مشاهده هرگونه تخلف اعم از عکس، نام یا فعالیت نامناسب گروه، شبکه نسبت به ثبت تخلف و ارسال پیام اقدام و در صورت تکرار تخلفات، کاربری عضو خاطی غیرفعال خواهد شد.
  • افزودن کتاب به قفسه
    در صورتیکه میخواهید کتابی را به قفسه خود اضافه کنید، کافیست بر روی دکمه "افزودن کتاب به قفسه" کلیک نمائید. در اینصورت کتاب به قفسه شما اضافه شده و دکمه "افزودن کتاب به قفسه" به "ویرایش کتاب در قفسه" تغییر خواهد کرد. پر کردن فیلدهای صفحه ای که برای شما باز خواهد شد و در آن "وضعیت کتاب / نظر / مالکیت و ..." وجود دارد اختیاری بوده و برای این در نظر گرفته شده که به سایر کاربران اطلاعاتی از وضعیت کتاب در قفسه شما بدهد. لازم به ذکر است نظر داده شده توسط شما به سایر کاربران در تصمیم گیری برای مطالعه کتاب کمک خواهد کرد.
  •  
  • موارد مربوط به ثبت نظر 
  • در ثبت نظر به موارد زیر توجه نمائید:

نظر باید به خواننده کتاب کمک کند تا در مورد محتوا و کیفیت کتاب اطلاعاتی کسب کرده و با توجه به آن تصمیم گیری برای خوانندن کتاب آسان تر شود. بدیهی است نظراتی مانند "خوب ، عالی، بد نیست، کتاب خوبی است حتما آنرا بخوانید و..." کمکی به خوانندگان در تصمیم گیری برای خواندن کتاب نخواهد کرد. لذا چنین نظراتی از لیست نظرات حذف خواهند شد. لطفا نظرات خود را حداقل در ۴-۳ جمله بنویسید.

در ثبت نقد به موارد زیر توجه شود:

منظور از نقد بررسی ویژگی ها و نقاط قوت و ضعف یک اثر، تجزیه و تحلیل، توصیف کتاب، ویژگی های ممتاز اثر و سنجش و مقایسه کتاب با اثرهای مشابه و ... است. در ثبت نقد نیز مانند ثبت نظر، نوشتن یک کلمه و یا جمله شایسته نبوده و چنین نقدهایی از لیست نقدها حذف می شوند. لذا نقدهای خود را با ویژگی های فوق و حداقل در ۲ پاراگراف بنویسید.

تغییرات رخ داده در شبکه کتابخوانان حرفه ای بعد از رونمایی در تاریخ "۴ مرداد ماه ۱۳۹۰":
۱-  حذف کتب تکراری از بانک کتاب شبکه

۲-  افزودن پرامتیازترین کتاب ها / پرنقدترین کتاب ها / پرنظرترین کتاب ها در صفحه اصلی

۳-  جدا کردن صفحه شخصی و صفحه عمومی

۴-  پاسخ دهی به نظرات و پیشنهادات کاربران

۵-  امکان ایجادارتباط با مدیر سیستم و پاسخ به آن ها

۶-  مشاهده پاسخ دعوت به دوستی در صفحه شخصی

۷-  تفکیک پیام ها به دریافتی، ارسالی، حذف و آرشیو پیام

۸-  نمایش تعداد اعضاء فعال در ماه جاری و ماه قبل تا ۳۰ کاربر

۹-  امکان پیشنهاد کتاب به مدیر گروه (در صورتی که در هنگام ایجاد گروه، مدیرگروه تنها افزودن کتاب به قفسه گروه را برای مدیر گروه انتخاب کرده باشد).

۱۰-  فیلتر کتاب های نظر داده شده و کتاب های نظر داده نشده در قفسه مجازی کتاب

۱۱-  امکان جستجو در "کتاب های من" و "دوستان من" و "گروه های من"

۱۲-  تنظیم درخت دیویی: ادبیات، دین، علوم اجتماعی، علوم طبیعی، علوم عملی، هنر، زبان، کلیات و تاریخ و جغرافیا.

۱۳-  افزودن بخشی با عنوان میراث معنوی جهت افزودن کتاب های قرآن و نهج البلاغه، مفاتیح، صحیفه سجادیه و..

۱۴-  محدودیت در ایجاد گروه(هر کاربر ۱ گروه در روز)

۱۵-  مشخص نمودن مسابقات جاری با تغییر رنگ

۱۶-  نمایش رتبه فرد ذیل امتیاز هر فرد 

  آدرس شبکه booki.ir

خوشبختی در یک کلام

کتاب <<خوشبختي در يك كلام>> نوشته آندره متيوس است که باترجمه 

دكتر عليرضا واعظ شوشتري ودكتر محمّد رضا قرائتي منتشر شده است.

در اين کتاب ميخوانيد:

· چگونه کارها را با موفقّيت به پايان برسانيم

· چگونه از کار خود لذت ببريم

· چگونه با ساير افراد کنار بياييم

· چگونه با مشکلات برخورد کنيم

· چگونه آرامش ذهن پيدا کنيم

· و چگونه خوشبختي را لمس کنيم


اگر فکر مي کنيد سر شما خيلي شلوغ است اين کتاب براي شماست.....

قسمتهايي از کتاب:

قانون دانه

نگاهي به درخت سيب بيندازيد. شايد پانصد سيب به درخت باشد که هر کدام حاوي ده دانه است. خيلي دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسيم «چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟»

اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهد. به ما مي گويد:

«اکثر دانه ها هرگز رشد نمي کنند. پس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيد.»

از اين مطلب مي توان اين نتايج را بدست آورد:

- بايد در بيست مصاحبه شرکت کني تا يک شغل بدست بياوري.

- بايد با چهل نفر مصاحبه کني تا يک فرد مناسب استخدام کني.

- بايد با پنجاه نفر صحبت کني تا يک ماشين، خانه، جاروبرقي، بيمه و يا حتي ايده ات را بفروشي.

- بايد با صد نفر آشنا شوي تا يک رفيق شفيق پيدا کني.

وقتي که «قانون دانه» را درک کنيم ديگر نااميد نمي شويم و به راحتي احساس شکست نمي کنيم.

قوانين طبيعت را بايد درک کرد و از آنها درس گرفت.

در يک کلام

افراد موفق هر چه بيشتر شکست مي خورند، دانه هاي بيشتري مي کارند.

===============================================

همه امور به هم مربوطند

آيا دقت كرده ايد كه هر وقت به طور منظم ورزش مي كنيد، ميل به غذاهاي سالم تر و بهتر داريد؟

آيا دقت كرده ايد كه وقتي غذاهاي سالم تر و بهتري مي خوريد انرژي بيشتري داريد و طبعاً دوست داريد كه ورزش كنيد؟

همه چيز در زندگي به هم مربوط است. روش تفكر شما روي روحية شما مؤثر است، روحية شما بر نوع راه رفتنتان مؤثر است، راه رفتن شما روي نحوة گفتارتان اثر مي گذارد، روش حرف زدنتان روي طرز فكرتان مؤثر است!

تلاش براي پيشرفت در يك بُعد زندگي بر ساير ابعاد زندگي اثر مي گذارد.

وقتي در خانه خوشحال هستيد، در محل كار نيز احساس شادي بيشتري خواهيد كرد و وقتي سر كار شاد باشيد در خانه نيز شاد خواهيد بود.

اينها به چه معناست؟

- اينكه براي پيشرفت در زندگي مي توانيد از هر نقطه مثبتي شروع كنيد. مي توانيد با برنامه اي براي پس انداز، نوشتن ليست اهدافتان، رژيم غذايي يا تعهد براي گذراندن وقت بيشتر با فرزندانتان شروع كنيد. اين كار مثبت منجر به نتايج مثبت ديگر هم مي شود، چون که همه امور به هم مربوطند.

- مهم نيست كه تلاشي كه جهت «پيشرفت» مي كنيد كجا صرف مي شود. مهم اين است كه شروع كنيد.

- عكس اين قضيه هم صادق است. يعني اگر يك بعد زندگي شما خراب شد، ساير ابعاد هم به زودي خراب مي شود. بايد به اين مسأله دقت خاصي داشته باشيد.

در يک کلام

هر كاري كه انجام مي دهيد به نوب? خود اهميت دارد زيرا بر امور ديگر نيز مؤثر است.

=================================================

چرا؟ (WHY)

دوست من «جان فوپ» وقتي متولد شد دست نداشت ولي هيچ وقت از خودش سوال نكرد «چرا من دست ندارم.» بلكه پرسيد: «با پاهايم چه كاري مي توانم انجام دهم؟»، و من هنگامي كه ديدم او با استفاده از پاهايش با چوبهاي غذا خوري ژاپني مي تواند غذا بخورد، با خود گفتم: «او هر كاري را مي تواند انجام دهد».

هنگامي كه بلايي به سرمان مي آيد، يا همه چيزمان را از دست مي دهيم يا كسي كه عاشقمان بوده ما را ترك مي كند، اغلب ما از خودمان مي پرسيم: «چرا؟»

«چرا من؟»

«چرا حالا؟»

«چرا او مرا سرگشته و تنها رها كرد؟»

سؤالاتي كه با «چرا (WHY)» شروع مي شوند، ممكن است ما را به يك چرخة بي حاصل بيندازند.

اغلب جوابي براي اين «چرا»ها وجود ندارد و يا اگر هم جوابي وجود داشته باشد، اهميتي ندارد.

افراد موفق سؤالاتي از خود مي پرسند كه با «چه» (WHAT) شروع مي شوند:

«چه چيزي از اين پيشامد آموختم؟»

«چه كاري بايد در برخورد با اين پيشامد بكنم؟»

و هنگامي كه پيشامد واقعاً فاجعه آميز است، از خود مي پرسند: «چه كاري طي 24 ساعت آينده مي توانم بكنم تا اوضاع كمي بهتر شود؟»

در يک کلام

افراد خوشبخت هيچوقت نگران نيستند كه آيا زندگي بر «وفق مراد» هست يا نه. اينها از آنچه كه دارند بيشترين استفاده را مي كنند و آنچه كه از دستشان بر مي آيد انجام مي دهند. و اگر زندگي بر وفق مراد نبود، خيلي مهم نيست كه «چرا؟»

---------------------------------------------------------------------------------------

 

فکر کردن مثل یک کشاورز

 

نوشته :جیم ران
ترجمه :دکتر علیرضا واعظ شوشتری 

یکی از مشکلاتی که ما در عصر صنعتی شدن با آن روبرو میشویم از دست دادن احساس وجود " فصل ها " است. برخلاف کشاورزی که اولویتهایش بر اساس فصول تغییر میکند ما نسبت به ریتم طبیعی زندگی بی تفاوت شده ایم.بنا براین اولویت های ما از حالت طبیعی خارج شده است.اجازه بدهید مطلب را باز کنم:
برای یک کشاورز بهار فصل حداکثر فعالیت است. بنا براین باید قبل از طلوع آفتاب تا نیمه شب تلاش کند و دستگاههای خود را با حداکثر ظرفیت به کار گیرد چرا که فرصت محدودی برای کاشت دانه ها دارد.به همین ترتیب برای هر فصلی شدت فعالیت تغییر میکند تا نهایتا زمستان که در واقع کار زیادی برای انجام دادن ندارد.

این مطلب برای ما آموزنده است.باید یاد بگیریم که فصول زندگی خود را بشناسیم.بدانیم که کی باید با حداکثر توان خود کار کنیم و کی باید استراحت کنیم.کی باید از زندگی بهره ببریم و کی باید آنرا به حال خود رها کنیم.
کار راحت(و در عین حال طاقت فرسایی) است که هر روز از صبح زود تا نیمه شب کار کنیم و فرم طبیعی فصول و اولویتها را در نظر نگیریم ولی باید دید که آخر کار چه چیزی برای ما میماند.

اجازه ندهید که روزها و سالهای شما پشت سر هم با بار مسؤولیت و کارهای مختلف طی شود و هیچ بهره ای از زندگی خود نبرید.

باید فصول زندگی خود را درک کنید تا حداکثر استفاده را از آن ببرید.

 

خلاصه کتاب روانشناسی اضطراب (هشت قدم برای حل مشکل)

نویسنده : برایان تریسی
مترجم:دکتر محمد رضا حکیمیان 

برای حل هر مشکل روشی ساده و هشت مرحله ای وجود دارد.
حل مشکلات با روش منظم باعث میشود که قدرت تفکر شما بطور
شگفت انگیزی افزایش یابد.

۱) به گونه ای با مشکل برخورد کنید که گویی از قبل راه حلی منطقی برای ﺁن وجود دارد و شما فقط باید ﺁن را ﭘیدا کنید. خونسرد و ﺁرام باشید و با اعتماد به نفس ذهن خود را ﭘاک و ﺁماده کنید.

۲) زبان خود را از منفی به مثبت تغییر دهید. به جای کلمه " مشکل" از کلمه "موقعیت" استفاده کنید. " مشکل" کلمه ای منفی است ولی "موقعیت" کلمه ای خنثی است. گفتن عبارت " ما در موقعیت جالبی قرار داریم " از عبارت " ما دچار مشکل شده ایم " بهتر است.

۳) موقعیت را بطور واضح و ﺁشکار تعریف کنید و ﺁن را روی کاغذ بنویسید. از خود سوال کنید که بطور دقیق با چه مشکلی مواجه هستید و ﺁن را تعریف کنید. سپس سوال کنید که چه نکات دیگری را میتوانم اضافه کنم و نکات جدید را نیز یادداشت کنید. گاهی تعریف کردن مشکل با بیانهای مختلف باعث میشود که مشکل بسیار ساده تر حل شود. نیمی از مشکلات را میتوان با تعریف دقیق حل کرد.

٤) به این سوال ﭘاسخ دهید که چه علل احتمالی باعث ایجاد این موقعیت شده اند. مشخص نکردن علل هر موقعیت باعث میشود که مجبور شویم ﺁن مشکل را چند مرتبه حل کنیم. در بیش از یک چهارم موارد با مشخص کردن علت درست، میتوان با مشکل مقابله کرد.

۵) از خود سوال کنید که راه حلهای این مشکل کدامند و تمام راه حلهای ممکن را روی کاغذ بنویسید. قبل از هر کاری ، راه حلهای بیشتری اضافه کنید. هر چقدر تعداد راه حلها بیشتر باشد احتمال یافتن راه حل مناسبتر بیشتر است.

٦) تصمیمی روشن و ﺁشکار بگیرید. بطور معمول هر نوع تصمیمی بهتر از عدم تصمیم گیری است.

۷) مسوولیت انجام تصمیمتان را بعهده بگیرید و زمانی برای انجام ﺁن مشخص کنید. به یاد داشته باشید که تصمیم گیری بدون اینکه زمانی برای انجام ﺁن مشخص کنید، کاری عبث و بیهوده است.

۸) نتایج به دست ﺁمده را با نتایجی که انتظار داشته اید مقایسه کنید و در صورت عدم رضایت از نتایج به دست ﺁمده، مجدد راه حل ابداع کنید و دست به عمل بزنید.

روشهای جستجوی کتاب

روش جستجوی ساده
 
 

در اين روش تنها با انتخاب يک فيلد ( عنوان ، نويسنده ، مترجم ، همه موارد و ... ) مي توان اطلاعات مورد نيازتان  را جستجو نماييد

روش جستجوی پیشرفته
 

در اين روش شما مي توانيد همزمان با استفاده از چندين فيلد (عنوان، نويسنده، مترجم، موضوع و ... ) جستجوي ترکيبي انجام دهيد.   

مثال : کتابهايي از مرتضي مطهري که موضوع  ايران  و اسلام و ناشر آن صدرا باشد.

مثال : کتابهايی با موضوع برنامه نويسی و کامپيوتر و ناشر ناقوس

مثال : کتابهايی با موضوع گرافيک با ترجمه جعفرنژاد قمی و ناشر جهاد دانشگاهی

ثبت نام و شرایط عضویت در کتابخانه فردوسی 2

   

مدارک لازم براي عضویت

 1- تكميل و ارائه فرم تقاضای عضویت؛

2- ارائه يك قطعه عكس 4×3؛

3- ارائه كارت شناسايي معتبر؛

 4- پرداخت حق عضويت سالانه؛ (2000تومان )

 5 - پرداخت هزينه صدور كارت (5000 ريال علاوه بر حق عضويت).

 

نكات مهم در مورد عضويت

مدّت اعتبار كارت عضويت يك سال از تاريخ صدور است.

 فقط صاحب كارت عضویت میتواند از خدمات کتابخانه استفاده کند.

 در اوّلین دوره عضویت افراد، فرم تقاضای عضویت تکمیل میشود.

 صدور كارت مجدّد منوط به تكميل فرم مربوطه و دريافت هزينه است.

 ثبت نام در تمام روزها و ساعات کار کتابخانه انجام میشود.

 در صورت مفقود شدن کارت عضویت، درخواست تمدید یا تعویض کارت عضویت، با تکمیل فرم مربوطه ارائه می شود.

 پس از پرداخت مبلغ حق عضويت، قبض رسيد وجه دريافت نماييد. تمديد كارت عضويت در پايان مدّت زمان عضويت و با دريافت حق عضويت سالانه، ارائه يك قطعه عكس و تكميل فرم درخواست تعویض/ تمدید/ صدور المثنی انجام ميشود.

 در صورت پيدا شدن كارت اوّليّه پس از صدور كارت المثني متقاضي بايد آن را به كتابخانه تحويل دهد.

 تعويض كارت عضويت در صورت خدشه دار شدن پس از دريافت هزينه ی مربوطه و تكميل فرم انجام ميشود.

 

 

ارائه ي خدمات به افراد غیر عضو

کسانی که متقاضی استفاده از خدمات در محل کتابخانه به صورت موردی هستند میتوانند از خدمات کتابخانه در محل استفاده کنند. تقاضای امانت و برون سپاری منابع به بیرون کتابخانه منوط به عضویت در کتابخانه است.

 

 موارد مشمول تخفیف صد در صد (کاملاً رایگان)

 1- جانبازان، ايثارگران، همسر و فرزندان شهدا، اعضاي فعال بسيج، (با ارائه ی کارت)؛

2- كليّه بازنشستگان دولت؛

3- كليّه كاركنان نهاد اعم از نيروهاي رسمي مأمور به نهاد، پيماني، قراردادي به همراه همسر و فرزندان كاركنان (با ارائه کارت شناسایی نهاد)؛

 4- كليّه معلولان (نابينايان، كمبينايان، معلولين جسمي، حركتي)؛

5- افراد تحت پوشش كميته امداد امام خميني (ره)، بهزيستي، مراكز خيريّه يا كساني كه به تشخيص مسئول كتابخانه توان پرداخت حق عضويت را ندارند؛

6- کسانی که خدماتی برای کتابخانه انجام می دهند که ارزش آن برابر یا بیش از حق عضویت است.

 7- عضویت خردسالان (گروه سنی پیش دبستانی)

 

موارد مشمول تخفیف نیم بها (50 درصد تخفیف)

1- كتابداران سازمانهای دولتی (ارائه معرفینامه از سازمان) و دانشجويان رشته كتابداري (کارت دانشجویی)؛

2- اعضايي كه در طول يك دوره عضويت موفّق به توليد علم (چاپ كتاب يا مقالات علمي در مجلّات معتبر) شده اند (ارائه اثر یا نامه پذیرش اثر)؛

3-عضويت خانوادگي: عضويت والدين به همراه فرزندان (حداقل 3 نفر) به صورت دسته جمعي؛

4-عضويت كودكان و نوجوانان (دانش آموزان تا پایان مقطع راهنمایی زیر 14 سال).

داستان فرشته بی کار

روزی مردی خواب عجیبی دید. دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم. مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند. مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم. مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟ فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند.مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند: خدایا شکر